اولین سفر
دختر خوشگل مامان اولین سفرتو تو 31 روزگیت رفتیم چادگان . من کلی استرس داشتم که اذیت بشی یا سرما بخوری یا همش گریه کنی!! آخه قبلش یه جند روزی همش گریه میکردیو دل درد داشتی . اما از چهارشنبه که رفتیم تا جمعه کلا خواب بودی عشق مامان 
خیلی دختر خوووبی بودی و همه دوست داشتن 
اینم منو بابایی و وندا جوووونی در چادگان 


این سه روز یه طرف که همش خواب بودی وقتی برگشتیم هم یه طرف.....!!!!
به اندازه ی این مدت که خواب بودی تا اومدیم خونه گریه کردی همش 
هر کاری هم که میکردیم آروم نمیشدی!
حتی حمومتم که کردم بازم گریه میکردی!!
فکر کنم به شلوغیو سر و صدا عادت کرده بودی!!
این عکستم تو بغل بابا امیدی و مال همون شبه بعد از کلی گریه 

حیف چشمای خوشگلت نیست مامانی؟؟؟ 


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین سفر
غزاله